خلاصه داستان :
داستانی بین یک خبرنگار و یک اعجوبه در بازی سنتی چینی.شنگ جینگ چو بازیکن جوان با استعداد بازی گو است.او زمانی ، پس از پیروزی در مسابقه ای به شهرت می رسد.علی رغم عدم پذیرش هیچ گونه مصاحبه ای ، وی مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد. هنگامی که خبرنگار در حال آموزش چنگ لیائو به شنگ جینگ چو کمک می کند تا از موقعیتی خارج شود ، او را با…
خلاصه داستان :
بعد از مرگ مشکوک “هوا یونگ” ، شاهزاده “لی تاک” به همراه سه نفر و در حین تحقیقات به آینده منتقل میشوند و خود را در یک اتاق زیرشیروانی میبینند...
خلاصه داستان :
در شهر گلاب گنج که کارتل های موادمخدر سلطه دارند، معامله تریاکی باعث می شود یک افسر پلیس و یک مکانیک عاشق درگیر هرج و مرج های آن شوند...
خلاصه داستان :
یو جی هو یک داروساز و یک پدر مجرد است. او به طور اتفاقی با یک کتابدار به نام لی جئونگ این دیدار می کند و آن ها به همراه یکدیگر دید تازه ای نسبت به عشق و رابطه پیدا می کنند.
خلاصه داستان :
داستان در مورد عشق دو هزار ساله بای فنگ جیو و دونگ هوا دیجون هست، بای فنگ جیو تنها روباه دم قرمز و ملکه چینگ چو و دونگ هوا امپراتور سابق بهشت. یک روز وقتی فنگ جیو از کوهستان عبور می کرد موجود ناشناخته ای...
خلاصه داستان :
دو خدا، یه هوآ و بای کیان، با یکدیگر دیدار کرده و عاشق هم می شوند. داستان عشق میان این دو از حد زمان فراتر رفته و به افسانه ای بدل می گردد.
خلاصه داستان :
فانگ لی (داون چن)، که اهل یک شهر کوچک است، با لو یان (لی گه یانگ) در دبیرستان است. لو یان برای فانگ لی یک کابوس بود زیرا او خوش تیپ و ترسناک است. سه سال بعد، آنها دوباره در دانشگاه همدیگر را ملاقات می کنند و ...
خلاصه داستان :
یک رابطه خانوادگی؛ فیلمی رمانتیک کمدی به کارگردانی ریچارد لاگراونیس است. روایتگر داستان دختر جوانی به نام زارا با بازی جویی کینگ است که دستیار یک بازیگر مشهور به نام کریس کول با بازی زک افرون است. او به دلیل غرور و تکبر کریس کول از او متنفر است؛ اما همهچیز وقتی برای او بدتر میشود که زارا متوجه میشود که کریس و مادرش عاشق یکدیگر شدهاند…
خلاصه داستان :
این فیلم روایت عشق یک دختر و پسر جوان از دو خانواده ثروتمند است که دشمنی دیرینهای با یکدیگر دارند؛ اکنون هر دو خانواده با ازدواج آنها مخالفند و تلاش میکنند هر طور شده آنها را از یکدیگر دور نگه دارند. اما زمانی که آنها از این اختلافها چشمپوشی کرده و با یکدیگر میمانند، اوضاع از قبل هم بدتر شده و ...