خلاصه داستان :
یک میانسال و آدمطلب از شهر نیویورک بهطور شگفتانگیزی وارد رابطهای رضایتبخش از نوع پیگمالیون با یک دختر جنوبی بسیار جوانتر و سادهتر میشود...
خلاصه داستان :
داستان سریال در شهر کوچکی به نام Tree hill اتفاق می افتد.داستان حول زندگی دو پسر با دو سطح زندگی متفاوت می گذرد که هر دو به بستکبال علاقه مند بوده و نام خانوادگی یکسانی دارند. اگرچه جان مایه داستان بسیار ساده به نظر می رسد ولی شخصیت پردازی بی نظیر و پرداختن به مهم ترین چالش های جوانان ...
خلاصه داستان :
این سریال در مورد افراد میان سالیست که باور خود نسبت به عشق را از دست داده اند در حالیکه از زندگی کردن و مردن در تنهایی نیز واهمه دارند. سان مو هان(کام وو سونگ) مدیر عامل یک شرکت تبلیغاتیه و آن سوون جین(کیم سون آه) که به صورت غیر منتظره بچش رو از دست داده به عنوان مهماندار هواپیما مشغول به کاره…
خلاصه داستان :
زنی با ایمان به عشق با مردی ملاقات می کند که به دلیل دلشکستگی گذشته در مورد عشق محتاط است. علیرغم تفاوت هایشان، آنها به هم نزدیک می شوند و باید تصمیم بگیرند که آیا می توانند بر دیدگاه های مخالف خود غلبه کنند یا خیر.
خلاصه داستان :
یک ستاره کبادی راجستانی به بمبئی نقل مکان می کند، در حالی که رویاهای خود را دنبال می کند و به مادرش کمک می کند تا در خانواده خود به رسمیت شناخته شود، بر چالش ها غلبه می کند.
خلاصه داستان :
داستان این فیلم که برگرفته شده از فیلمی انیمیشنی به همین نام است ، دربارهی دو سگ به نامهای لیدی و ترمپ و ماجراجوییهای آنها میباشد که…
خلاصه داستان :
داستان درباره گونگ جو آ و یانگ هیون بین است که رابطه آن ها به دشمنی سی ساله دو خانواده پایان می دهد. جو آ که پزشکی را رها کرده، به عنوان طراح لباس در یک شرکت بزرگ کار می کند اما با حادثه ای در آستانه اخراج قرار می گیرد. او به بخش مدیرکل جدید منتقل می شود و می فهمد رئیس تازه اش همان عشق اول کودکی اوست. هیون بین به سرنوشت آن ها ایمان دارد و رابطه ای جدی میانشان شکل می گیرد.
خلاصه داستان :
روان یو توی ۲۸ سالگی تصمیم می گیره کار ثابتش رو ول کنه و تمام وقت نویسندگی کنه. شروع می کنه رمان هایی بنویسه که از تجربه های احساسی خودش الهام گرفته و اونا رو آنلاین منتشر می کنه. اما یه دفعه کاربران اینترنتی می گن داستان رمانش مشکوکه و ممکنه کپی کرده باشه. برای همین روان یو تصمیم می گیره از حقش دفاع کنه. بعد از کلی دردسر و بالا و پایین، می فهمه وکیلی که برای پرونده مالکیت فکری باهاش همکاری می کنه، اتفاقا همون کراش دوران دبیرستانشه؛ شو هوای سونگ. جالب تر این که شخصیت اصلی مرد رمانش هم از روی اون الهام گرفته شده بوده. این پرونده باعث می شه دوباره همدیگه رو ببینن و کم کم دوباره به هم جذب بشن. احساساتی که سال ها توی دلشون مونده بود، با مرور خاطره ها دوباره زنده می شه و توی امتحان های زندگی واقعی حتی قوی تر هم می شه.