خلاصه داستان :
یان ولیز برای زندگی به شهر لندن مهاجرت میکنند و گارفیلد نیز به همراه آنها عازم این شهر میشود. در این میان یک پیرزن ثروتمند تمام دارایی خود را به گربهاش «پرنس 12» میبخشد. این امر حسادت تنها وارث او «لرد دارگیس» را بر میانگیزد. به همین دلیل «لرد دارگیس» درصدد قتل «پرنس 12» برمیآید و او را در درون رودخانه میاندازد. در همین حال گارفیلد و ادی به گشت و گذار در خیابانهای لندن مشغولند. درنهایت، طی حادثهای گارفیلد و پرنس جا به جا میشوند و گارفیلد به سمت قلعه و در واقع به سوی خطر روان میشود…
خلاصه داستان :
داستان انیمیشن درباره موش پرجرأتی به نام دسپرو است که در شهری به نام دور زندگی می کند . خانواده دسپرو می خواهند او را مثل موش های دیگر ترسو بار بیاورند اما دسپرو …
خلاصه داستان :
راهول برای برآورده کردن آخرین آرزوی پدربزرگش به روستای کوچکی در هند می رود: تا خاکستر او را در آب مقدس رودخانه آنجا بریزد. او در مسیرش با زنی آشنا می شود و..
خلاصه داستان :
دختری بنام «جس»، بعد از جدا شدن از دوست پسر سابقش، برای بازیافتن روحیه اش به مکانی تازه برای زندگی احتیاج دارد. از این رو به خانه ای می رود که سه مرد مجرد مستاجران آن هستند. گرچه این سه مرد ابتدا با رفتارهای غیر معمول جس روبرو می شوند، اما تصمیم می گیرند به او کمک کنند تا دوباره خودش را پیدا کند...
خلاصه داستان :
زن جوانی در نیویورک تلاش میکند تا از مهمانی که به افتخار وی ترتیب داده شده فرار کند اما هربار به صورت تصادفی کشته میشود و مجدد به عقب بازگشته و در میانه مهمانی به خود می آید...
خلاصه داستان :
سریالی ست که اگر موسیقی دوست دارید . عاشقش می شوید. High Fidelity یا به اصطلاح موسیقی بازها Hi-Fi در واقع وقتی بکار می رود که کیفیت پخش صدا خوب باشد. داستان این سریال راجع به یکی ازطرفداران موسیقی بنام روبین با بازی زویی کراویتز (Zoe Kravitz) است که یک رادیو محلی موسیقی را اداره می کند. این کتاب اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته نیک هورنبی است.
خلاصه داستان :
داستان دو دوست صمیمی در دهه هشتاد کره جنوبی که با ساخت فیلمی بهنام مادام اما، باعث بهانه برای استفاده بیشتر از سانسور در این کشور شدند اما...
خلاصه داستان :
گارفیلد گربه ای خودخواه ، تنبل و غرغرو است که در خانه صاحبش جان زندگی بی دغدغه ای را سپری می کند . اما پس از آنکه جان سگی به اسم اودی را به خانه می آورد آرامش گارفیلد بهم می ریزد . گارفیلد اصلاً از این تازه وارد خوشش نمی آید و شروع به حسادت کردن و آزار او می کند و عاقبت این اعمال و رفتار خودپسندانه گارفیلد باعث می شود اودی از خانه بیرون رفته و در شهر گم شود . گارفیلد که از گم شدن اودی احساس گناه می کند تصمیم می گیرد تا شهر را جستجو کرده و او را به خانه بر گرداند . از طرف دیگر اودی در چنگ یک برنامه ساز تلویزیونی اسیر شده و جان و دوست دخترش لیز نیز در پی یافتن او هستند . گارفیلد نیز می کوشد تا هر طور شده اودی را پیدا کند …