خلاصه داستان :
یک بیگانه روی زمین تنها دستگاهی را که می تواند برای برقراری ارتباط با سفینه فضایی خود استفاده کند ، از دست می دهد. ماهیت بی گناه و سؤالات کودک مانند او کشور را وادار به ارزیابی تأثیر دیدگاههای مذهبی بر مردم می کند.
خلاصه داستان :
دو دوست در جستجوی همراهی طولانی مدت خود هستند. آنها روزهای دانشگاهی خود را دوباره مرور می کنند و خاطرات دوستشان را که از آنها الهام گرفته است ، به یاد می آورند ، حتی همانطور که سایر نقاط جهان آنها را "احمق" می نامیدند ، فکر کردند.