خلاصه داستان :
جهان یک دختر جوان و بسیار زیباست که پر از شور زندگیه که با این شور و شوقش ماهر که بخاطر مرگ برادرش از زندگی و مردم زده شده بوده رو تحت تاثیر قرار میده و به زندگی برش میگردونه. جهان مبتلا به یه بیماری ناعلاج میشه که به مرور تمام توانایی های خودش رو از دست خواهد داد ولی امید خودش رو از دست نمیده و هر بار به طریقی به زندگی میچسبه و به زندگی با شور و شوق ادامه میده
خلاصه داستان :
رای از یک خواب 820 ساله بیدار می شود و زندگی جدید خود را به عنوان دانشجو در موسسه ای که توسط خدمتکار وفادارش، فرانکشتاین تأسیس شده بود، آغاز می کند. اما روزهای آرام او توسط مهاجمان معروف به "اتحادیه ها" قطع می شود.
خلاصه داستان :
دنی رند ، یکی از اهالی متمول شهر نیویورک است که در کودکی به همراه والدینش به کشور تبت سفر میکند. اما قبل از رسیدن به مقصد ، هواپیمای آنها سقوط میکند و والدین او جان خود را در این سانحه از دست میدهند. دنی توسط اهالی کان لان نجات داده میشود و آنها فنون کنگفو را به او میآموزند و در نهایت به خاطر تواناییهایش ملقب به مشت آهنین میشود. پس از رسیدن به دوران جوانی ، دنی به شهر نیویورک بازمیگردد و کنترل شرکت چند صد میلیون دلاری پدرش را بار دیگر به دست می گیرد...
خلاصه داستان :
یک پسر نوجوان دوست دارد بتواند افکار خود را بیان کند در حالی که دختری از مدرسه اش آرزو دارد که بتواند احساسات خود را پنهان کند. هر دو خواسته برآورده می شود.
خلاصه داستان :
محله ای خطرناک به نام «گودال» که توسط یک خانواده مافیایی نجیب به نام کوچوالی اداره می شود. هنگامی که خانواده در خطر از دست دادن کنترل گودال هستند، کوچکترین پسر آنها اکنون باید به خانه خود بازگردد، جایی که هرگز نتوانست از آن فرار کند.