خلاصه داستان :
در آستانه پرداخت بزرگ ، ساکنان یک مزرعه جمعی در حال فروپاشی می بینند که برنامه های آنها به ویرانی تبدیل می شوند وقتی که متوجه می شوند ایرییمیس ، یک همکار سابق که فکر می کردند مرده است ، به جامعه باز می گردد.
خلاصه داستان :
یک کارگر دفتر بی خوابی و یک سازنده صابون مراقبت از شیطان-مه یک باشگاه مبارزه زیرزمینی را تشکیل می دهند که به چیزهای بیشتری تکامل می یابد.
خلاصه داستان :
مارکو داموره در فصل اول «گومورا» نقش چیرو، فرد دست راست یک پدرخوانده بیرحم کامورا را بازی میکند. وقتی پدرخوانده به زندان میافتد، چیرو فرصت را غنیمت میشمارد و برخلاف قوانین خانواده کاری میکند که خود رئیس خانواده شود. در این بین، ایما همسر پدرخوانده (ماریا پیا کالزونه) و گنی پسر او (سالواتوره اسپوزیتو) مانعی در برابر چیرو هستند.
خلاصه داستان :
پسری که در حال ترک قطار است روی سکوی ایستگاه ایستاده است. آیا او باید با مادرش برود یا در کنار پدرش بماند؟ امکانات بی نهایت ناشی از این تصمیم است. تا زمانی که او انتخاب نکند ، هر چیزی ممکن است.
خلاصه داستان :
آیدا مترجم سازمان ملل در شهر کوچک سربرنیتسا است. هنگامی که ارتش صربستان کنترل این شهر را به دست گرفت ، خانواده وی در میان هزاران شهروندی است که به دنبال پناهگاه در اردوگاه سازمان ملل هستند.
خلاصه داستان :
یک نویسنده منتشر نشده پس از فارغ التحصیلی به زادگاه خود باز می گردد ، جایی که او به دنبال حامیان مالی برای انتشار کتاب خود در حالی که با سر و صدا پدرش در قمار روبرو می شود ، می خواهد.
خلاصه داستان :
ماتکو و پسرش زار در سواحل رودخانه دانوب زندگی می کنند و از طریق شتاب زدن و اساساً هر کاری را برای امرار معاش انجام می دهند. به منظور پرداخت بدهی تجاری ، ماتکو موافقت می کند که با Zare با خواهر یک GA محلی ازدواج کند ...