خلاصه داستان :
Hirayama توالت های عمومی را در توکیو پاک می کند ، زندگی خود را به سادگی و آرامش روزانه می گذراند. برخی از برخوردها نیز او را به تأمل در خود سوق می دهد.
خلاصه داستان :
الكساندر نویسنده مشهور بسیار بیمار است و زمان کمی برای زندگی باقی مانده است. او با یک پسر کوچک در خیابان ملاقات می کند ، که یک مهاجر غیرقانونی از آلبانی است و با او به سفر می رود تا پسر را به خانه ببرد.
خلاصه داستان :
این داستان در سال 1919 با برخی از پناهندگان یونانی از اودسا به جایی در نزدیکی تسالونیکی آغاز می شود. در میان این افراد دو کودک کوچک به نام های الکسیس و النی وجود دارد.
خلاصه داستان :
قبل از مسابقه برای فرار از قاتلان و تلاش برای بازیابی خاطره خود ، مردی توسط یک قایق ماهیگیری ، گلوله ای که از آن رنج می برد و از فراموشی رنج می برد ، برداشته می شود.
خلاصه داستان :
یک پسر جوان آلمانی در جوانان هیتلر ، که قهرمان و دوست خیالی او دیکتاتور کشور است ، از کشف اینکه مادرش یک دختر یهودی را در خانه خود پنهان می کند ، شوکه شده است.
خلاصه داستان :
ژرژ و آن یک زوج اکتوژنیایی هستند. آنها معلمان موسیقی بازنشسته هستند. دختر آنها ، همچنین یک نوازنده ، به همراه خانواده در انگلیس زندگی می کند. یک روز ، آن سکته مغزی دارد ، و پیوند عشق زوج به شدت TES است ...
خلاصه داستان :
در میان بیابان کره ، یک استاد بودایی با صبر و حوصله پسری را در حالی که آموزش خرد و دلسوزی را از طریق تجربه و تمرینات بی پایان می آموزد ، بزرگ می کند.