خلاصه داستان :
یک فرشته از زندگی کاملاً اثیری خود که صرفاً نظارت بر فعالیتهای انسانی ساکنان برلین را بر عهده دارد ، لاستیک می کند و وقتی عاشق یک فانی می شود ، شادی های ملموس وجود جسمی را آرزو می کند.
خلاصه داستان :
یک دختر جوان فرانسوی که در یک حمله هوایی آلمان یتیم شده است توسط پسر یک کشاورز فقیر دوست می شود و در کنار هم آنها سعی می کنند با واقعیت های مرگ کنار بیایند.
خلاصه داستان :
داستان یک روستای کوچک و محافظه کار شهر کوچک و پسرش که به دلیل حرفه خود مجبور به دور شدن از خانه هستند. هنگامی که یک انسان انسانی AI وارد زندگی خود می شود ، رابطه آنها پیچ و تاب می شود ...
خلاصه داستان :
آندرس در یک مزرعه جدید مستقر می شود. او با لنزهای با رنگ گل سرخ ، او را برای تبدیل مزرعه به یک بهشت مرفه قرار می دهد - تمام آنچه او نیاز دارد یک برداشت سالم ، همسایگان تعاونی و یک پسر است. اما ، زندگی بی رحمانه و خیانت است ...