خلاصه داستان :
هوتارو در اکثر مواقع بی تفاوت و بی احساس است اما هنگامی که خواهرش او را مجبور می کند که به باشگاه ادبیات کلاسیک در دبیرستان کامیاما ملحق شود، جهان بینی او تغییر می کند. او بعد ورود به این باشگاه، اطلاعاتی درباره ی حادثه ای که برای یکی از اقوام یکی از اعضای گروه رخ داده است به دست می آورد. او تصمیم می گیرد به همراه ارو چیتاندا، یکی از دختر های شاد باشگاه، اطلاعات بیشتری از این راز به دست آورد...
خلاصه داستان :
ساکوتا آزوساگاوا، دانش آموزی منزوی، با دختری به نام مای ساکوراجیما رو به رو می شود که لباس خرگوشی پوشیده و در کتابخانه پرسه می زند اما هیچکس جز ساکوتا نمی تواند او را ببیند. این پدیده عجیب که سندرم بلوغ نام دارد...
خلاصه داستان :
یوویشی تمام عمر با مشکلات مالی درگیر بوده است، اما او آموخته که نسبت به دوستان نزدیکش وفادار و مثبت اندیش باشد. او به سختی پس انداز می کند تا طبق قولی که داده به دوستانش در مدرسه بپیوندد.
خلاصه داستان :
دانشآموز دبیرستانی، ایچیگو کوروساکی، که توانایی دیدن ارواح را دارد، از Rukia Kuchiki قدرت درو روح به دست میآورد و قصد دارد دنیا را از "Hallows" نجات دهد.
خلاصه داستان :
راشل 13 ساله که در زیرزمین یک ساختمان ناآشنا محبوس شده، از قاتل زنجیره ای باند پیچی شده با التماس می خواهد که او را بکشد. از آنجا که تنها آرزوی قاتل زنده خارج شدن از ساختمان است، با این کار موافقت می کند.
خلاصه داستان :
پسر روستایی به نام تاتسومی سفر خود را به پایتخت آغاز می کند تا برای خود نامی دست و پا کند اما با گروهی از قاتلان به نام نایت رید که در نگاه اول خطرناک به نظر می رسند، رو به رو می شود...
خلاصه داستان :
فردی میانسال که همه چیزش را از دست داده، در زمان سفر میکند و به دوران مدرسه رفتنش می رود تا عشق را در زندگی اش نجات دهد. همچنین او باید رهبر یک باند مخوف در مدرسه شود...
خلاصه داستان :
"کاری میکنم که بدنت قادر به فراموش کردن مال من نباشه" سایجو تاکوتو 5 ساله که به عنوان " شماره 1 بغلی ترین فرد" شناخته میشه، دزیده شده. دزدیدن رعدش توسط یک بازیگر تازه وارد با 3 سال سابقه، آزومایا هستش. از طرفی لبخند درخشان خالص آزومایا، روی رفتار لجوجانه تاکوتو تأثیر گزاشت. حتی وقتی که تاکوتو هشدارشو رو درجه آخر تنظیم کرد، آزومایا تاکوتو رو تو وضعیت خجالت آور مستی گیرش آورد و ازش به عنوان باج گیری استفاده کرد. در عوض سکوت آزومایا، آزومایا ازش اینو خواست : "لطفا بزار بغلت کنم... بغلم کن، شماره 1 بغلی کی بودی تو؟ " چرا این داره چرت و پرت میگه. شامل مقدار زیادی از بقیه داستان های تعلیقی عشقی هم میشه...