خلاصه داستان :
پس از یک قتل عام، توکیوکی با نگهبانان وفادار خود از جمله سووا یوریشیگه، که پیش بینی می کند توکیوکی بر ژاپن حکومت خواهد کرد، فرار می کند. اولویت آنها فرار از قلمرو دشمن است.
خلاصه داستان :
دختری بدشانس با مردی مرده آشنا می شود. این دو با تواناییهای فوقالعادهشان به خوبی با هم کار میکنند، اما توطئهای را کشف میکنند که شامل ابرانسانها میشود.داستان فوکو ایزومو، دختر بدشانسی که ناخواسته مردم را با توانایی خاص خود میکشد. او با اندی، مردی که آرزوی مرگ دارد اما نمیتواند خودکشی کند، ملاقات میکند و در او کسی را پیدا میکند که میتواند مرگی را که آرزویش را داشت به او بدهد.
خلاصه داستان :
هوتارو در اکثر مواقع بی تفاوت و بی احساس است اما هنگامی که خواهرش او را مجبور می کند که به باشگاه ادبیات کلاسیک در دبیرستان کامیاما ملحق شود، جهان بینی او تغییر می کند. او بعد ورود به این باشگاه، اطلاعاتی درباره ی حادثه ای که برای یکی از اقوام یکی از اعضای گروه رخ داده است به دست می آورد. او تصمیم می گیرد به همراه ارو چیتاندا، یکی از دختر های شاد باشگاه، اطلاعات بیشتری از این راز به دست آورد...
خلاصه داستان :
پس از یادگیری آموزه های بد اخلاقی در مورد زمین و خورشید ، یک کودک بدبختی در هنگام فرار از استعلام ، تحقیقات پنهان کارشناسی ارشد خود را جستجو می کند.
خلاصه داستان :
پسری یک طلسم نفرین شده - انگشت یک دیو - را می بلعید و خود را نفرین می کند. او وارد یک مدرسه شمن می شود تا بتواند قسمتهای دیگر بدن شیطان را پیدا کند و در نتیجه خود را از بین ببرد.