خلاصه داستان :
گروهی از دوستان وارد یک ماموریت نجات جسورانه می شوند تا دوست خود را از غار گونا نجات دهند؛ گودالی عمیق و خطرناک که هیچ کس از آنجا بازگردانده نشده است.
خلاصه داستان :
ماتس استین ، یک گیمر نروژی ، در سن 25 سالگی در اثر بیماری دژنراتیو عضلانی درگذشت. والدینش وقتی شروع به دریافت پیام از دوستان آنلاین در سراسر جهان کردند ، از آنچه فکر می کردند یک زندگی تنها و منزوی بوده است ، عزاداری می کنند.
خلاصه داستان :
ظهور ریو برای تبدیل شدن به یک ستاره فیلم با یک حادثه اسب سواری تقریباً کشنده در سال 1995 که وی را از گردن به پایین فلج کرد. پس از این حادثه ، وی به عنوان یک فعال برای درمان آسیب های نخاعی و حقوق ناتوانی تبدیل شد.
خلاصه داستان :
زندگی یک مرد هنگامی تغییر می کند که او در این درام در حال حرکت به زبان تامیل به کسی از زادگاه خود برخورد کند. صحنه های آرام گاهی اوقات با تهدید ورزشی و یادآوری خشونت سوراخ می شوند.
خلاصه داستان :
تخریب در جنگ اوکراین از طریق سفره طولانی نشان داده شده است. تماس های تلفنی سربازان به خانواده ها دنیای موازی را نشان می دهد. صدا و تصویر با یکدیگر مقابله می کنند.
خلاصه داستان :
یک صندوقدار با پول نقد که در یک بانک مشغول به کار است ، در یک طرح سرمایه گذاری پرخطر شروع می کند و به زودی به دنیای تیره و شستشوی پولشویی کشیده می شود.
خلاصه داستان :
در آستانه انقلاب در سال 1989 رومانی ، شش زندگی در میان اعتراضات و مبارزات شخصی در هم می آمیزند و منجر به سقوط انفجاری Ceausescu و رژیم کمونیستی می شوند.
خلاصه داستان :
اندرو اسکات شخصیت های مختلفی را در عمو وانیا چخوف به ارمغان می آورد ، که به صورت زنده در وست اند ، لندن فیلمبرداری شده است. امیدها ، رویاها و پشیمانی ها در این سازگاری یک نفره که به بررسی پیچیدگی های احساسات انسانی می پردازد ، مورد توجه شدید قرار می گیرد.
خلاصه داستان :
این مستند داستان یانیس آنتتوکونمپو، فوق ستاره جهانی انبیای NBA را از خیابانهای آتن تا تبدیل شدن به قهرمان انبیای و کسب دو بار مقام باارزشترین بازیکن لیگ، به تصویر کشیده است و…
خلاصه داستان :
نوجوانی است که پس از تحمل سالها قلدری و آزار و اذیت به دلیل گرایش جنسی خود، تصمیم میگیرد از جامعه گریخته و در غاری دورافتاده در جنگلهای یک روستای ایتالیایی پناه بگیرد. او هشت روز را در تنهایی و تاریکی سپری میکند تا اینکه میرکو، یکی از همکلاسیهای او، به طور تصادفی او را پیدا میکند.