خلاصه داستان :
یک معلم در یک شهر مرزی مکزیک پر از غفلت ، فساد و خشونت ، یک روش جدید رادیکال را برای باز کردن کنجکاوی ، پتانسیل دانش آموزان خود - و شاید حتی نبوغ آنها ، امتحان می کند.
خلاصه داستان :
نورا و هائه سونگ ، دو دوست عمیقاً در دوران کودکی متصل ، پس از مهاجرت خانواده نورا از کره جنوبی از هم جدا می شوند. بیست سال بعد ، آنها برای یک هفته سرنوشت ساز دوباره به هم پیوسته اند زیرا با مفهوم عشق و سرنوشت روبرو می شوند.
خلاصه داستان :
Hirayama توالت های عمومی را در توکیو پاک می کند ، زندگی خود را به سادگی و آرامش روزانه می گذراند. برخی از برخوردها نیز او را به تأمل در خود سوق می دهد.