خلاصه داستان :
کبیر و ناینا در طی یک سفر پیاده روی پیوند می زنند. قبل از اینکه ناینا بتواند خود را ابراز کند ، کبیر هند را ترک می کند تا حرفه خود را دنبال کند. آنها سالها بعد دوباره ملاقات می کنند ، اما او هنوز هم بیشتر از اوراق قرضه رویاهای خود را گرامی می دارد.
خلاصه داستان :
دن و جودی از زمانی که ازدواج کرده اند، برخی از اتفاقات غیر طبیعی و عجیب را در خانه شان مشاهده می کنند. جودی به عنوان یک رقصنده ی حرفه ای باله و دن به عنوان یک محقق درباره ی میمون ها شروع به کار کردند. اما پس از چندی متوجه می شوند که خانه اشان توسط یک دیو نابکار تسخیر شده است. آنها با مشاوره با هم و با کارشناسان خبره و به کمک دوربین های متعدد، سعی در کشف کردن این راز را دارند...
خلاصه داستان :
یک نوازنده افسرده با معشوق خود پیوست. با این حال ، عاشقانه آنها ، که در حال حاضر چندین قرن تحمل کرده است ، با ورود خواهر کوچکتر غیرقابل کنترل وی مختل می شود.
خلاصه داستان :
اتفاقات عجیب و غریبی رخ می دهد که گروهی از دوستان در یک شب که یک دنباله دار در حال عبور از بالای سر است ، برای یک مهمانی شام جمع می شوند.
خلاصه داستان :
یک مرد ، ایروینگ روزنفلد ، به همراه شریک اغوا کننده خود سیدنی پروسر ، مجبور است برای یک F.B.I وحشی کار کند. نماینده ، ریچی دیماسو ، که آنها را به دنیای کارگزاران قدرتمند پیراهن و مافیا سوق می دهد.
خلاصه داستان :
بازرس پلیس کارل مورک مسئولیت یک بخش از پرونده های سرماخوردگی را بر عهده دارد که فقط توسط دستیار اسد وی پیوسته است. آنها در مورد یک زن مفقود شده حفر می شوند.
خلاصه داستان :
سریال بانشی داستان لوکاس هود، یک دزد حرفه ای رو روایت میکنه که موفق میشه خودش رو بجای کلانتر جدید اما به قتل رسیده ی شهر بانشی در ایالت پنسیلوانیا جا بزنه و هویتش رو مخفی نگه داره. اون تغییراتی در قانون ایجاد میکنه که بتونه همچنان به کارهای خلافش ادامه بده. اما اگر هویت اصلی لوکاس هود فاش بشه چه اتفاقی میفته؟ یا اگر کارهایی که قبلا کرده، اینبار در بانشی گریبانگیرش بشه...