خلاصه داستان :
او که یک فارغالتحصیل جوان و کمحرف است، برای تعطیلات به شهری ساحلی میرود و امیدوار است دوست دخترش به او بپیوندد. اما در نهایت با یک زن جوان محلی آشنا میشود که دوست دختر او نیز شیفتهی او شده است.
خلاصه داستان :
الیای دانشجو و بوم شناس آینده است. یک روز، ماتوی، رئیس یک شرکت ساختمانی، به دانشگاه او می آید تا در مورد طرح توسعه در محل پارک جنگلی قدیمی صحبت کند در این میان حوادثی رخ می دهد که...
خلاصه داستان :
یک پسر جوان به نام رونی به آکادمی هنرهای رزمی می رود و در آنجا دلباخته دختری بنام سیا می شود که خواستگار دارد و خواستگار او کسی نیست جز پسر استاد رزمی رونی! از این پس تنش هایی بین رونی و پسر استادش آغاز می شود...
خلاصه داستان :
داستان درباره پسری به نام اچه و دختری به نام بابی است. اچه که دیگر با پدر و مادر خود زندگی نمی کند و بیشتر یک زندگی خیابانی را همراه با متور سواری دارد عاشق یک دختر پولدار می شود و ...
خلاصه داستان :
داستان یک پرستار بهنام ملیندا مونرو که بهدنبال شروعی تازه، از لسآنجلس به شهری دور افتاده در شمال کالیفرنیا نقل مکان میکند، غافل از آنکه نمیداند با چه چیزها و کسانی آشنا میشود.
خلاصه داستان :
در سر و صدا و شلوغی جزیره کانی در دهه 1950 میلادی، جایی که جمعیت، آرام روی پیاده روهای چوبی کنار ساحل قدم می زنند، داستانهای ناگفته از رنج کشیده هایی که به جذابیت زندگی می بخشند، آشکار می شود. جایی در یک محیط آرام، پیشخدمتی به نام جینی کار می کند که زمانی بازیگر بوده اما اکنون همسر رنجوری است که از طرف یک اپراتور چرخ و فلک زشت اما خوش نیت به نام هامپتی به او یک فرصت دوباره داده شده است...
خلاصه داستان :
داستان درباره پسری فلج است که کسی را برای مراقبت از خود قبول نمی کند ولی دختری حاضر می شود که با تمام کج خلقی های او با او کنار بیاید و با کار های خود پسر را شیفته خود می کند ولی...