خلاصه داستان :
تمام چیزی که جیسون و نیکی میخواهند داشتن فرزند است ولی آنها بچه دار نمیشوند. به همین دلیل تصمیم میگیرند از دوستان غیرعادی خود، خانواده اسکروبال بچهای را به فرزندی قبول کنند. اما آیا آنها آماده این کار هستند؟
خلاصه داستان :
هنگامی که یک پلیس عاشق یک روسپی می شود ، او نمی خواهد او مردان دیگری را ببیند ، بنابراین او یک دستگاه تغییر دهنده ایجاد می کند که تنها مشتری او خواهد بود.
خلاصه داستان :
جو برای استقلال تلاش می کند و گاهی اوقات با مادر و خواهران محبوب خود مگ ، ایمی و بث درگیری می کند. او همچنین با راهپیمایی خاله خنجر خود ، همسایه تکانشی آنها لوری و استاد زبانشناسی مهربان فریدریش ادعا می کند ...
خلاصه داستان :
یک زن در یک سفر اروپایی با یک غریبه مبهم ملاقات می کند. جذابیت فوری آنها با چالش هایی از زندگی ، وظیفه و اسرار روبرو است که زندگی او را برای همیشه تغییر می دهد.