خلاصه داستان :
یک پسر دبیرستانی ، کامرون ، تا زمانی که خواهر بزرگتر ضد اجتماعی خود ، کت ، دوست پسر داشته باشد ، نمی تواند Bianca را تاریخ کند. بنابراین ، کامرون پسری مرموز ، پاتریک را به جذابیت کت می پردازد.
خلاصه داستان :
تئودور فینچ، شیفته و مسحور مرگ است و مدام به روش هایی برای خودکشی می اندیشد. اما هر بار، اتفاقی خوب، هرقدر هم که کوچک باشد، او را از انجام این کار منصرف می کند. وایولت مارکی، به امید آینده زندگی می کند و به شدت منتظر تمام شدن درسش است تا بالاخره بتواند از شهرش و اندوه دردناک ناشی از مرگ اخیر خواهرش رهایی یابد. زمانی که فینچ و وایولت، یکدیگر را بر لبه ی ساختمانی ملاقات می کنند و...
خلاصه داستان :
یک زوج جوان که در اواسط دهه 1950 در یک حومه کانکتیکات زندگی می کنند ، در حالی که سعی در بزرگ کردن دو فرزند خود دارند ، با مشکلات شخصی خود روبرو می شوند.