خلاصه داستان :
بعد از مرگ ناگهانی پادشاه بریتانیا کل کشور دچار هرج و مرج شده و آنجا در طلسم جادوگران فرو رفته است. در این میان پسر جوان ناشناخته ای وارث تخت و تاج پادشاهی برلین شده است. او یک پسر ساده که در یک روستای کوچک بزرگ شده است و جادوگران می دانند که او پادشاه جدید است...
خلاصه داستان :
ساکوتا آزوساگاوا، دانش آموزی منزوی، با دختری به نام مای ساکوراجیما رو به رو می شود که لباس خرگوشی پوشیده و در کتابخانه پرسه می زند اما هیچکس جز ساکوتا نمی تواند او را ببیند. این پدیده عجیب که سندرم بلوغ نام دارد...
خلاصه داستان :
یوویشی تمام عمر با مشکلات مالی درگیر بوده است، اما او آموخته که نسبت به دوستان نزدیکش وفادار و مثبت اندیش باشد. او به سختی پس انداز می کند تا طبق قولی که داده به دوستانش در مدرسه بپیوندد.
خلاصه داستان :
میکی فاکس فعالیتهای جنایی را بررسی میکند و در خیابانهای شهر کوچک اجواتر گشتزنی میکند، در حالی که با پدر کلاهبردار سابقش و حادثهای مرموز که دختر سرکشش را درگیر میکند، دست و پنجه نرم میکند.
خلاصه داستان :
متخصص اطفال "الکساندر بک" همسر خود "مارگات بک" را از دست می دهد.او 8 سال قبل به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده بود و "الکساندر" مضنون اصلی پلیس بود.وقتی دو جسد نزدیک جائی که "مارگات" انداخته شده بود پیدا شد پلیس دوباره پرونده را باز کرد و "الکساندر" مضنون اصلی شد.ماجرا وقتی پیچیده شد که او ایمیلی دریافت کرد که نشان می داد "مارگات" زنده است...
خلاصه داستان :
این فیلم بر اساس یک داستان واقعی هست. داستان زندگی فرانسیس اوپمت پسر یک خانواده رعیت را به تصویر میکشد که از کودکی به بازی گلف علاقمند بوده و به عنوان شاگرد در کنار گلف بازان ماهر و متمول کار می کند واز این راه بازی را می آموزد و…
خلاصه داستان :
داستان زندگی, عشق, حسادت ها و تمایلات دوران سلسه چوسان. دوک سئوک بهترین خیاط لباس های سلطنتی می باشد که در کار خود وسواس زیادی دارد. کانک جین هم در طراحی نابغست. استعداد او اولین بار در کاخ توسط یک اشراف زاده بنام پان سو کشف می شود. حال شاه و ملکه برای اینکه لباس هایشان توسط کدامیک دوخته اختلاف دارند.شود، اختلاف نظر پیدا می کنند.
خلاصه داستان :
بک آ جین که دوران کودکی پر از خشونت خانگی داشته، یاد گرفته احساساتش را پنهان و دیگران را کنترل کند. او حالا با زیبایی و استعدادش تبدیل به یک ستارهی مشهور شده، اما روی تاریک و خطرناکی هم دارد. تنها کسی که همیشه کنارش بوده “یون جون سو” است؛ مردی که همهچیزش را برای او گذاشته، ولی در نهایت تصمیم میگیرد آ جین را نابود کند...