خلاصه داستان :
داستان زنی بهنام رانا که پس از مدتی زندگی در لندن، به شهر کودکیاش یعنی جزایر اورکنی در اسکاتلند باز میگردد تا با گذشتهاش روبهرو شود و...
خلاصه داستان :
در یازده اکتبر سال 1975 و ساعت 11:30 دقیقه شب، گروهی از نویسندگان و طنزپردازان مسیر تلویزیون را برای همیشه تغییر دادند. این فیلم چگونگی ساخت اولین قسمت از برنامه پخش زنده شنبه شب را نمایش میدهد.
خلاصه داستان :
در سالهای دانشگاهی خود ، آنجالی عاشق بهترین دوست خود راول بود ، اما او فقط به تینا چشم داشت. سالها بعد ، رحول و دختر هشت ساله که اکنون دفع شده اند ، سعی در اتحاد مجدد پدر و آنجالی دارند.
خلاصه داستان :
یک خدمتکار تازه استخدام شده برای یک خانواده غنی از حومه شهر با یک منشی اداره پست دوست می شود که او را به شورش علیه کارفرمایان خود تشویق می کند.