خلاصه داستان :
زندگی یک فروشنده بیمه در ویسکانسین به سرعت از هم میپاشد، زمانی که او با یک روانشناس همکاری میکند تا یک ویولن کمیاب را در خانه یک کشاورز منزوی بدزدد...
خلاصه داستان :
یک زن که دچار آگورافوبیا [ازدحام هراسی] است و به تنهایی در نیویورک زندگی میکند شروع به جاسوسی از همسایگان جدیدش میکند تا شاهد یک اقدام خشونت آمیز باشد.
خلاصه داستان :
شاهزاده کی قدرت را غصب کرد و وارث ولیعهد را مخفیانه اعدام کرد. ذغال فروش تیان آنیه ناخواسته درگیر این وضعیت شد. در یک مبارزه مرگبار که هم دشمن و هم دوست بود...
خلاصه داستان :
مامور امور امنیت بین الملل جون در یک ماموریت خطرناک برای اسکورت یک دانشمند جنایی به کشوری دیگر است. در مسیر، یکی از اعضای تیمش، شان، معلوم میشود که یک خائن است و در حین ربودن جان به سرش شلیک میکند...
خلاصه داستان :
نادیا، تنها بازمانده از سرنوشت غم انگیز خانواده اش، با تهدید قریب الوقوع فداکاری پدرش دست و پنجه نرم می کند که با یک زندگی در لبه روبرو می شود.
خلاصه داستان :
پسر بچه اي در يکي از مناطق روستايي فرانسه با مادر بزرگش، «مادام سوزا» زندگي مي کند. «مادام سوزا» براي او دوچرخه اي مي خرد و تشويقش مي کند در مسابقات دوچرخه سواري دور فرانسه شرکت کند و برنده شود. اما گروهي گنگستر مافيايي پسر جوان را مي ربايند و به شهر بزرگ بل ويل مي برند تا از او به خاطر مهارت هايش در دوچرخه سواري، در يک قماربازي پيچيده استفاده شود.
خلاصه داستان :
غمگینترین خانواده خونآشام آمریکا در حال فرار با قانون در ردیابی خود، برای یافتن یک قبیله خونآشام باستانی به انگلستان میروند. چیزی که در عوض پیدا می کنند می تواند خانواده را برای همیشه از هم بپاشد...
خلاصه داستان :
برای نجات مزرعه خود از ورشکستگی، یک مادر مجرد کار پرورش ملخ های خوراکی را آغاز می کند. به زودی او رابطه ای عجیب و وسواسی با آنها برقرار می کند...