خلاصه داستان :
کدی هرون عضو گروه دختران معروف به پلاستیک ها میشود. اما او اشتباه میکند و عاشق آرون ساموئلز، دوست پسر سابق رجینا جورج، رهبر گروه پلاستیک ها میشود.
خلاصه داستان :
زمانی که یک وکیل میخواهد شهرت و ثروت به دست آورد، یک PIL را برای یک حمله بدنام ارسال میکند و بنابراین میآموزد که وکیل بودن واقعاً چگونه است.
خلاصه داستان :
ریچارد پیمنتل جوانی صاحب استعداد سخنوری برای جمع است. اما سرمشق او در این کار دکتر بن پادرو به او می گوید که تنها داشتن استعداد سخنوری کافی نیست.
خلاصه داستان :
داستان تولد دوباره، یک سفر هرج و مرج از پیروزی ها و شکست ها، اشک و پشت سر هم خنده است، اما مهمتر از همه برخوردها: ما به تنهایی بهبود نمی یابیم.
خلاصه داستان :
مرد جوانی که به عمویش در شهر نیویورک میرود و به آن کمک میکند، مجبور میشود با مهارتهای هنر رزمیاش با یک باند خیابانی و اوباش مبارزه کند...
خلاصه داستان :
داستان در مورد دو خواهر، پدرشان، و نامادری آن ها است. این دو خواهر که هر کدام راه خود را در زندگی می روند، «رز» (کالت) و «مگی» (دیاز) نام دارند. خواهر بزرگتر، رز، یک وکیل است که به تنهایی زندگی می کند و یک کمد پر از کفش دارد. خواهر کوچکتر، مگی، دختری جذاب، بی مسئولیت، و خودخواه است...
خلاصه داستان :
دمیر و سلین سرسختانه ادعای یک خانه را دارند و مجبور می شوند با هم زندگی کنند. وقتی شخصی به شرکتی که در آن کار می کند و دیگری به عنوان مدیر می آید، شرکت اجتناب ناپذیر می شود.