خلاصه داستان :
«هارولد چیسن» (کورت)، فرزند آرام مادری ثروتمند و سلطه جو (پیکلز)، هیچ دوستی ندارد و تنها به یک چیز علاقه مند است – مرگ. «هارولد» با زن پیری به نام «مود» (گوردون) آشنا می شود که او هم پای ثابت تشییع جنازه هاست.
خلاصه داستان :
«شرابِ رام رد میشود [پذیرفته نمیشود] و این موضوع باعث میشود او راهی اسپانیا شود؛ جایی که با “مانسا” آشنا شده و با دردسرهایی روبرو میشود. او در این داستان خانوادگی، تلاش میکند تا مشکلاتِ میان دو زن را حل و فصل کند.»
خلاصه داستان :
هپی پاتل، مأمور همیشه ناموفق سازمان ام ای سون، سرانجام مأموریتی در گوا دریافت میکند؛ جایی که ریشههای هندی خود را کشف کرده و باید یک دانشمند سرشناس را از دست یک تبهکار به نام «ماما» نجات دهد. او که از اصالت هندی خود بیخبر است و با لهجهای بهطرز خندهداری بریتانیایی صحبت میکند، با اشتباهاتش زنجیرهای از اتفاقات آشفته و طنزآمیز را رقم میزند که ممکن است در نهایت به ...
خلاصه داستان :
«دیک هارپر» از کار بی کار شده و او و همسرش «جین»، باید روش های جدیدی برای تأمین مخارج زندگی مرفه شان پیدا کنند. چندی نمی گذرد که این دو راه حل اساسی را برای گشودن گره زندگی شان پیدا می کنند: دزدی…
خلاصه داستان :
یک نویسنده که درگیر مشکلات شخصی میباشد و در میانه فرآیند طلاق قرار دارد، با یک قاتل زنجیرهای بازنشسته دوست میشود. این قاتل بهطور تصادفی در طول روز به عنوان مشاور ازدواج برای او و در طول شب به عنوان مشاور قتل برای کتاب بعدی این نویسنده، عمل میکند و…