خلاصه داستان :
با وجود جذابیت و موفقیتش، لی جی هیوک سرگرمیهایش را به ازدواج ترجیح میدهد. بعد از اینکه درخواست یون اوه را رد میکند، آنها دوست باقی میمانند. بهترین دوستش، سونگ جه، مخفیانه عاشق یون اوه است و وقتی این احساسات آشکار میشود، زندگی آنها تغییر میکند.
خلاصه داستان :
داستان پدر و دختری که در دنیایی موازی گیر افتادهاند. دنیایی که ملکههای بزرگی مانند سفید برفی، سیندرلا و شنل قرمزی سوم، سلطنتهایشان توسط غولهای عظیم و جنگطلب نابود شده.
خلاصه داستان :
پسر روستایی به نام تاتسومی سفر خود را به پایتخت آغاز می کند تا برای خود نامی دست و پا کند اما با گروهی از قاتلان به نام نایت رید که در نگاه اول خطرناک به نظر می رسند، رو به رو می شود...
خلاصه داستان :
سو زایزای 16 ساله که با یک برخورد تصادفی شیرین آغاز می شود، خود را درمانده به سمت ژانگ لورانگ - همکلاسی باهوش، جذاب و در عین حال دوردست او می بیند.
خلاصه داستان :
این درام/کمدی سیاه و سفید به بررسی روابط تیره بین گری و پسرش دیک در طول دیدار سه روزه سالانه آنها در روتردام می پردازد، با این تهدید که ممکن است این آخرین دیدار گری باشد.
خلاصه داستان :
یک جنایتکار سرسخت پس از پنهان کردن غارت از یک سرقت کامیون زرهی پاریس دستگیر می شود. یک مرد کم حرف با او در زندان دوست می شود و با او فرار می کند - توسط پلیس و رئیس جنایتکار شیطانی او تعقیب می شود.
خلاصه داستان :
«ناچو» مرد جوانی است که در صومعه ای در مکزیک بزرگ شده و حالا همان جا آشپزی می کند. او نقابی به چهره می زند و شنلی بر دوش می اندازد تا در مسابقات کشتی کچ محلی شرکت کند و جایزه ی 200دلاری اش را ببرد و به کمک آن بتواند برای بچه ها غذاهایی بهتر و برای خودش اعتبار دست و پا کند...
خلاصه داستان :
چولبال پاندی (سلمان خان) یک پلیس وظفه شناس هست که به تازگی به همراه همسرش راجو پاندی، به شهری جدید در هندوستان (کانپور) منتقل می شود و میخواهد در آنهجا زندگی خوبی را آغاز کند اما در این شهر اتفاقات ناگواری مانند قتل، آدم ربایی، تجاوز و... اتفاق می افتد...