خلاصه داستان :
یک دیمل دلپذیر موافقت می کند که با یک شاهزاده خوش تیپ ازدواج کند ، فقط برای یافتن خانواده سلطنتی ، او را به عنوان فداکاری برای بازپرداخت بدهی باستانی استخدام کرده است.یک دختر وظیفه شناس موافقت می کند که با یک شاهزاده خوش تیپ ازدواج کند، اما متوجه می شود که خانواده سلطنتی او را به عنوان قربانی برای بازپرداخت یک بدهی قدیمی به خدمت گرفته اند...
خلاصه داستان :
نگهبانان تلاش می کنند در حالی که با مسائل خانوادگی شخصی خود برخورد می کنند ، به ویژه برخورد ستاره-لرد با پدرش ، آسمانی بلندپرواز بودن نفس ، به عنوان یک تیم در کنار هم باشند.
خلاصه داستان :
جان مک کلین مجبور است از تعلیق بازی کند تا یک بازی "سیمون می گوید" توسط یک تروریست که بمب هایی را در سراسر شهر نیویورک کاشته است ، بازی کند و اگر مک کلین آنچه را که می گوید انجام ندهد ، آنها را منفجر می کند.
خلاصه داستان :
هزار سال پیش ، یک پسر با رویای تبدیل شدن به یک جنگجو بزرگ ، با خواهرش ربوده شده و به سرزمینی دور از خانه منتقل می شود. بلال به دنیایی که حرص و طمع و بی عدالتی بر همه حاکم است ، پرتاب می شود ، بیللال شجاعت افزایش سلام را پیدا می کند ...
خلاصه داستان :
برای نجات پدرش از مرگ در ارتش ، یک دوشیزه جوان مخفیانه در جای خود قرار می گیرد و به یکی از بزرگترین قهرمانان چین در این روند تبدیل می شود.
خلاصه داستان :
زاک ، مردی با سندرم داون ، برای دنبال کردن رویای خود برای تبدیل شدن به یک کشتی گیر ، از یک خانه سالمندان مسکونی فرار می کند. بعداً ، او با یک غیرقانونی که دوست و مربی او می شود ، ملاقات می کند.
خلاصه داستان :
سه سال از آغاز جنگ کلونها گذشته است و شوالی های «جدای»، «ابی وان کنوبی» و «آناکین اسکای واکر» بسختی جنگیده اند. «آنا کین» (کریستین) که به طور پنهانی با «سناتور پادمه» (ناتالی پورتمن) ازدواج کرده، از ترس از دست دادن او و تحت فشار «صدراعظم پالپاتاین» (مک دیر مید) و دوستی کنوبی (ایوان مک گریگور) تصمیم می گیرد به نیروی تاریکی بپیوندد...