خلاصه داستان :
یک زن آرتریتیک نوا اسکوشیا در حالی که مهارت های خود را به عنوان یک هنرمند به خود اختصاص می دهد به عنوان یک خانه دار فعالیت می کند و در نهایت به یک شخصیت محبوب در جامعه تبدیل می شود.
خلاصه داستان :
برنادت سوبیرس 14 ساله ، که در یک شهر کوچک در جنوب 1850 فرانسه زندگی می کند ، ادعا می کند که دید الهی دیده است و باعث شک و تردید شدید ، نگرانی از خانواده وی و آشفتگی مذهبی و سیاسی می شود.
خلاصه داستان :
داستان یک مهاجر ایتالیایی بهنام فرانچسکا کابرینی که پس از دیدن افراد فقیر و بیمار در محلههای زاغهنشین نیویورک، تصمیم میگیرد با شهردار ارتباط برقرار کند تا برای صدها کودک یتیم، مسکن و خدمات درمانی فراهم کند.