خلاصه داستان :
مو، لری و کرلی در حالی که تلاش می کنند یتیم خانه دوران کودکی خود را نجات دهند، ناخواسته در یک نقشه قتل قرار می گیرند و در یک برنامه تلویزیونی واقعی بازی می کنند...
خلاصه داستان :
داستان پدر و دختری که در دنیایی موازی گیر افتادهاند. دنیایی که ملکههای بزرگی مانند سفید برفی، سیندرلا و شنل قرمزی سوم، سلطنتهایشان توسط غولهای عظیم و جنگطلب نابود شده.
خلاصه داستان :
«ناچو» مرد جوانی است که در صومعه ای در مکزیک بزرگ شده و حالا همان جا آشپزی می کند. او نقابی به چهره می زند و شنلی بر دوش می اندازد تا در مسابقات کشتی کچ محلی شرکت کند و جایزه ی 200دلاری اش را ببرد و به کمک آن بتواند برای بچه ها غذاهایی بهتر و برای خودش اعتبار دست و پا کند...
خلاصه داستان :
پسر نوجوانی به نام مکس و خواهر کوچکش به سالم نقل مکان میکنند، جایی که او تلاش میکند تا قبل از بیدار کردن سه جادوگر شیطانی که در قرن هفدهم اعدام شدهاند، خود را جا بیاندازد.
خلاصه داستان :
سه زن جوان به طور تصادفی خواهران ساندرسون را به سالم امروزی باز میگردانند و باید دریابند که چگونه جادوگران کودک گرسنه را از ایجاد ویرانی در جهان باز دارند...
خلاصه داستان :
قبل از اینکه به «بدترینها» تبدیل شوند، آنها فقط جنایتکارانی بودند که دنبال شهرت میگشتند. گرگ، گروهش را در سرقتهای جسورانه رهبری میکند تا در فهرست «بدترینهای شبانه اخبار ۶» رتبه اول را به دست آورند، اما واقعاً بد بودن، نقطه قوت آنها نیست.
خلاصه داستان :
موش کوچکی به نام ادا در پوشش راننده محبوبش، در مسابقه ی بزرگ رانندگی اروپا شرکت میکند و برای رسیدن به خط پایان، باید از میان تلهها و چالشهای فراوان بگذرد.