خلاصه داستان :
سال 1978، جورج لوکاس ترغیب میشود تا جنگ ستارگان را وارد دنیای ساعت خوش دهه هفتاد کند که این کار منجر شد برنامه ویژه عید جنگ ستارگان ساخته شود، برنامهای که اغلب از آن بهعنوان بدترین شکل از سرگرمی در طول تاریخ یاد میشود.
خلاصه داستان :
داستان یک استاد دانشگاه که به صورت پنهانی بهعنوان آدمکُش قراردادی برای اداره پلیس شهر خود کار میکند، وقتی به زنی که قصد دارد از خدمات او استفاده کند علاقهمند میشود، وارد قلمرو خطرناک و مشکوکی میشود...
خلاصه داستان :
داستان یک طراح اسباببازی بهنام آلخاندرو اهل السالوادور که به نیویورک آمده و برای پیادهسازی ایدههایش به مشکل خورده. در همین زمان که مهلت ویزای کاریاش رو به پایان است، یک طرد شدهی دنیای هنر تبدیل به تنها امید او برای ماندن در کشور میشود.
خلاصه داستان :
در مونترری ، مکزیک ، یک باند جوان خیابانی روزهای خود را صرف رقصیدن برای کمبود کمبیا و حضور در مهمانی ها می کند. پس از مخلوط کردن با کارتل محلی ، رهبر آنها مجبور به مهاجرت به ایالات متحده می شود اما به سرعت آرزو می کند به خانه برگردد.
خلاصه داستان :
شرک و فیونا برای جشن ازدواج خود به پادشاهی بسیار دور ، جایی که والدین فیونا پادشاه و ملکه هستند ، سفر می کنند. وقتی وارد می شوند ، می فهمند که به همان اندازه که فکر می کردند خوش آمدید.
خلاصه داستان :
الیور تیت 15 ساله دو هدف دارد: برای از دست دادن بکارت خود قبل از تولد بعدی خود ، و خاموش کردن شعله بین مادرش و یک عاشق سابق که در زندگی خود دوباره ظاهر شده است.
خلاصه داستان :
جیمز باند خدمات فعال را ترک کرده است. صلح او کوتاه مدت است که فلیکس لیتر ، دوست قدیمی سیا ، درخواست کمک می کند و به دنبال یک شرور مرموز مسلح به فناوری جدید خطرناک است.