خلاصه داستان :
باب اسفنجی شلوار مکعبی به همراه بهترین رفیقش پاتریک، شهر بیکنی باتم را ترک می کند تا به دنبال تاج گمشده شاه نپتون بگردد و آن را به شهر باز گرداند...
خلاصه داستان :
کارآگاهان تمام وقت نیک و آدری در تلاشند تا آژانس چشم خصوصی خود را از زمین خارج کنند. آنها وقتی دوستشان ماهاراجا در عروسی اسراف خود ربوده می شود ، خود را در مرکز آدم ربایی بین المللی می یابند.
خلاصه داستان :
پس از مرگ ظاهری زیوا ، تونی دخترشان ، تالی را پرورش می دهد. سالها بعد ، زیوا با تونی باز می گردد و اتحاد می کند. شرکت تونی مورد حمله قرار می گیرد و خانواده به اروپا سفر می کنند و سعی می کنند یاد بگیرند که چه کسی پس از آنها است و به هر یک از او اعتماد می کند ...