خلاصه داستان :
در سال 2008 ، در آخرین ماه تابستان قبل از شروع دبیرستان ، یک پسر آمریکایی تایوانی 13 ساله قابل تحمل می آموزد که خانواده اش چه چیزی نمی توانند به او بیاموزند: چگونه اسکیت ، چگونه لاس زدن ، و چگونه مادر خود را دوست داشته باشید.
خلاصه داستان :
پس از ده سال که دکستر مورگان در طوفان لورا ناپدید شد، حالا او با نامی جدید در شمال نیویورک در شهر کوچکی بهنام آیرون لیک، کیلومترها دورتر از خانهی خود میامی زندگی میکند و اتفاقات دست به دست هم میدهند تا ماجراهای خود را دوباره آغاز کند.