خلاصه داستان :
بعد از ۱۷ سال مایکل میرز که اکنون دیگر بزرگ شده است و هنوز خطرناک است، به طور تصادفی از بیمارستان روانی آزاد می شود و فورا به هادنفیلد بر می گردد. جایی که وی می خواهد خواهر کوچک خود لوریرا پیدا کند و اگر در این راه کسی مزاحم وی شود با یک سرنوشت خونین مواجه می شود …
خلاصه داستان :
داستان فیلم کار "مایکل مایرز" هنوز با "لوری استورد" تمام نشده رقابت آن ها بالاخره به پایان می رسد ، اما این آخری بار بود که "لوری" را دیدیم...
خلاصه داستان :
«مایکل مایرز» بیست سال پیش گزارش قتل هایش را برای روزنامه ها می نوشته است. یکی از آن گزارش ها مربوط به قتل زنی بوده به نام «لوری استرود» (کورتیس) که در یک حادثه ی اتومبیل جان باخته؛ اما دراصل او نمرده بلکه برای این که خود را از «مایکل» دور نگه دارد، صحنه ی دروغین کشته شدن خودش را ترتیب داده و بعد نامش را هم تغییر داده....
خلاصه داستان :
ده سال پس از کشتار بزرگ اول "مایکل میرز" به هوش می آید و به "هادونفیلد" باز می گردد تا خواهرزاده هفت ساله خود را در هالووین به قتل برساند. آیا دکتر "لومیس" می تواند او را متوقف کند ؟
خلاصه داستان :
یک کمپانی بزرگ تولید کننده ماسک های هالووین قصد دارد تا میلیون ها کودک آمریکایی را با چیزی شیطانی که در ماسک های هالووین مخفی کرده است به قتل برساند ...
خلاصه داستان :
هنگامی که امبر چسبورو در امتداد مرز کلمبیا و ونزوئلا ناپدید می شود، برادرش و شوهرش برای یافتن او در پس زمینه یک جنگ مخفی تلاش می کنند...
خلاصه داستان :
در سرزمینی که سفید برفی زندگی می کند وی تنها شخصی است که از ملکه آن سرزمین زیباتر است و به همین دلیل، ملکه قصد کشتن سفید برفی را دارد. از این رو ملکه فردی ماهر را برای کشتن او می فرستد و…