خلاصه داستان :
داگویل شهر کوهستانی در ایلات متحده می باشد که جمعیت آن بسیار کم است و مردم شهر انسان های ساده اند که به کار خودشان مشغول هستند، تا اینکه در یک شب دختری به نام گریس که از دست تعدادی گانگستر در حال فرار است به این شهر پناه می برد. روز بعد ساکنان داگویل در یک نشست همگانی به ماندن گریس رای می دهند به این شرط که او بتواند در طی دو هفته همدردی آنها را جلب کند گریس به یکایک خانه های شهر می رود، در کار روزانه به اهالی کمک می کند، و در میابد که پشتیبانی اهالی دهکده از او، بهایی دارد که باید بپردازد...
خلاصه داستان :
الویرا را دنبال می کند که او در یک قلمرو که در آن زیبایی سلطنت می کند ، در برابر پله پله زرق و برق دار خود می جنگد. او در میان یک رقابت بی رحمانه برای کمال جسمی ، به اقدامات شدید برای اسیر شاهزاده متوسل می شود.داستان دختری بهنام الویرا که در سرزمینی که زیبایی حکمرانی میکند، باید با خواهرخوانده زیبای خود رقابت کند و...
خلاصه داستان :
یک معلم زندگی تنهایی را پشت سر می گذارد ، در حالی که در مورد حضانت پسرش تلاش می کند. زندگی او به آرامی بهتر می شود زیرا او عشق را پیدا می کند و خبرهای خوبی را از پسرش دریافت می کند ، اما شانس جدید او در حال شکستن وحشیانه توسط یک دروغ کوچک بی گناه است.
خلاصه داستان :
یک شوالیه که پس از جنگهای صلیبی به سوئد باز می گردد ، به دنبال پاسخ هایی در مورد زندگی ، مرگ و وجود خدا است که او در هنگام طاعون سیاه شطرنج را شطرنج بازی می کند.