خلاصه داستان :
در دهه 1950، درست پس از جنگ کره، یون جونگ نیون به سختی از طریق فروش صدف به همراه مادرش در شهر بندری موکپو امرار معاش می کند. رویای او این است که به سئول برود و به عنوان بازیگر برای یک گروه تئاتر زنان کار کند و در عین حال ثروتمند شود
خلاصه داستان :
داستان دو مرد بی باک که مایل به طی کردن یک قاتل سریالی در حال بازگشت هستند. برای کشف هویت قاتل ، این دو مجبور می شوند عمیق تر از آنچه به نظر می رسد شواهد نشان می دهد ، نگاه کنند.
خلاصه داستان :
داستان یک دادستان که حافظهاش را از دست داده و محکوم به اعدام شده است. او حالا چارهای ندارد جز اینکه بفهمد چه اتفاقی افتاده و بیگناهی خود را ثابت کند.
خلاصه داستان :
هاری در لباس مبدل به جای دوستش در یک قرار ملاقات ظاهر می شود تا او را بترساند. اما وقتی معلوم شد که او مدیر عامل اوست و پیشنهادی ارائه می کند، نقشه ها به هم می ریزد.
خلاصه داستان :
"جانگ مان وول" مدیر هتل دل لونا، یک هتل بسیار قدیمی در پایین شهر سئول می باشد. او سالیان خیلی قبل اشتباهی بزرگ انجام داده و در این هتل گیر افتاده است و باید با مشتریان هتل که ارواح هستند سروکله بزند. او بسیار زیبا اما دمدمی مزاج، بدگمان و حریص است. "جو چان سونگ" مردی خوش قلب و صادق است که به عنوان دستیار مدیر در آنجا کار میکند. طی اتفاقاتی او مدیر هتل می شود و . . .
خلاصه داستان :
کو دانگ من یک قهرمان تکواندوی سابق و چوی آرا نیز یک کارمند بخش پذیرش است که میخواهند رویاهای خود را در زندگی دنبال کنند اما زندگی مدام مانع در راه آنها قرار میدهد.
خلاصه داستان :
داستان یک راننده تاکسی که به واسطه شغلاش به مسافراناش که قانون نتوانسته عدالت را در حق آنها اجرا کند کمک میکند و از طرف آنها انتقام میگیرد.
خلاصه داستان :
داستان زنی شاغل که با برادر کوچک دوست صمیمیاش که پس از سه سال کار در خارج از کشور برگشته ملاقات میکند و این دوستی کمکم تبدیل به رابطهای عاشقانه میشود.