خلاصه داستان :
انیمیشن شیرا و شاهزادههای قدرت در سیاره ای به نام اتریا جریان دارد. شخصی به نام آدورا سربازی است که از گروه ترکان و مغولان قصد دفاع از خانه و سرزمین خود در برابر تهدیدهای صورت گرفته از پرنسس های پادشاهی را دارد. او در تمام دوران زندگی خودش آموخته است که شمشیرش را هیچ وقت غلاف نکند و از فرصت ها برای نابودی دشمنش استفاده کند. پرنسس ها همیشه زندگی آدورا را با ترس و وحشت همراه کرده اند و او قصد دارد که این ترس را به ماجراجویی تبدیل کند و در تلاش براش کشف راهی برای رهایی از آن باشد. او طبق پیش بینی ها به قهرمانی تبدیل می شود و خودش را شیرا می نامد.
خلاصه داستان :
پسری جوان که زندگی و خانوادهاش توسط رسانه جدید نابود شده، توسط خانوادهای روستا نشین در آبهای دریا پیدا میشود و او را به فرزندخواندگی میگیرند. پسر به مدت 13 سال زندگی پیشین خود را مخفی نگه میدارد تا اینکه دختری که عاشق اوست و خبرنگار است، حقیقت را میفهمد.
خلاصه داستان :
این داستان درباره دو جهان و دو دنیای موازی بایکدیگر است . یکی از جهان ها متعلق به دنیای مدرن امروزیست و جهان دیگر متعلق به گذشته و دوران امپراطوری کره است که توسط پادشاه ، لی گون (Lee Min-Ho) اداره میشود . تا اینکه شیطان در دنیای آدم ها رها میشود و دری را به سمت جهان موازی باز میکند.
خلاصه داستان :
در دهه 1950، درست پس از جنگ کره، یون جونگ نیون به سختی از طریق فروش صدف به همراه مادرش در شهر بندری موکپو امرار معاش می کند. رویای او این است که به سئول برود و به عنوان بازیگر برای یک گروه تئاتر زنان کار کند و در عین حال ثروتمند شود
خلاصه داستان :
داستان دو مرد بی باک که مایل به طی کردن یک قاتل سریالی در حال بازگشت هستند. برای کشف هویت قاتل ، این دو مجبور می شوند عمیق تر از آنچه به نظر می رسد شواهد نشان می دهد ، نگاه کنند.
خلاصه داستان :
داستان یک دادستان که حافظهاش را از دست داده و محکوم به اعدام شده است. او حالا چارهای ندارد جز اینکه بفهمد چه اتفاقی افتاده و بیگناهی خود را ثابت کند.
خلاصه داستان :
هاری در لباس مبدل به جای دوستش در یک قرار ملاقات ظاهر می شود تا او را بترساند. اما وقتی معلوم شد که او مدیر عامل اوست و پیشنهادی ارائه می کند، نقشه ها به هم می ریزد.
خلاصه داستان :
"جانگ مان وول" مدیر هتل دل لونا، یک هتل بسیار قدیمی در پایین شهر سئول می باشد. او سالیان خیلی قبل اشتباهی بزرگ انجام داده و در این هتل گیر افتاده است و باید با مشتریان هتل که ارواح هستند سروکله بزند. او بسیار زیبا اما دمدمی مزاج، بدگمان و حریص است. "جو چان سونگ" مردی خوش قلب و صادق است که به عنوان دستیار مدیر در آنجا کار میکند. طی اتفاقاتی او مدیر هتل می شود و . . .