خلاصه داستان :
یک نگهبان زندان و یک زندانی پیوندی غیرمنتظره برقرار میکنند. وقتی با یک دوراهی اخلاقی روبهرو میشوند که در آن حقیقت پنهان مانده است، باید تصمیمی بگیرند که پیامدهای ماندگاری خواهد داشت.
خلاصه داستان :
«دو همسایهٔ رقیب به همراه همسرانشان راهی یک سفر جادهای پرهیاهو میشوند و در طول مسیر با دو برادر عجیبوغریب روبهرو میشوند که سفرشان را به ماجرایی خندهدار، پر از دردسرها و اتفاقات غیرمنتظره تبدیل میکنند.»
خلاصه داستان :
پیرزنی سالخورده در یک روستای روستایی است که شخصیتی بسیار مستقل و ترسناک دارد. او به سختگیری، بیرحمی و رکگویی معروف است—بهویژه به عنوان یک رباخوار (قرضدهندهٔ پول) که در گرفتن بدهیها بسیار سختگیر است
خلاصه داستان :
این مسابقهای با زمان است و هیچ رحم و مروتی در کار نخواهد بود. شیوانی شیواجی روی بازگشته تا دخترانی را که بیهیچ رد و نشانی ناپدید میشوند، نجات دهد.
خلاصه داستان :
گروهی از جوانان هندی در جریان جنگ هند و پاکستان در سال 1971، خود را برای دفاع از سرزمینشان در برابر تهدیدی بزرگتر آماده میکنند؛ نبردی که آنها را..
خلاصه داستان :
راهول مالهوترا باید بدهی خانوادگی را پرداخت کند. او همچنین وظیفه ی مراقبت از بچه های شلوغ خواهر متوفی اش را نیز بر عهده دارد. راهول، وایجایانتی را به عنوان کمک دستش استخدام می کند...
خلاصه داستان :
رحول با کران وسواس دارد و دائماً او را ساقه می دهد. با این حال ، Rahul هنگامی که او به Sunil ، یک افسر نیروی دریایی درگیر می شود ، به سر می برد و او تصمیم می گیرد که به زور ادعای کران را برای خودش داشته باشد.
خلاصه داستان :
بومی فردی است که بسیار موتو رامالینگام و دخترش میرا را ستایش می کند. وی بعنوان بادیگارد میرا انتخاب می شود و در این حین عاشق دختری می شود که هرگز وی را ملاقات نکرده است...