خلاصه داستان :
تونی پس از یک تصادف جدی در اسکی ، در یک مرکز توانبخشی پذیرفته شده است. وابسته به کادر پزشکی و مسکن ها ، او زمان را برای یادآوری داستان عاشقانه پرشور که با جورجیو زندگی می کرد ، می گیرد.
خلاصه داستان :
آساکو در اوزاکا زندگی می کند. او عاشق باکو ، یک روح آزاد است. یک روز ، باکو ناگهان ناپدید می شود. دو سال بعد ، آساکو اکنون در توکیو زندگی می کند و با ریووی ملاقات می کند. او دقیقاً شبیه باکو به نظر می رسد ، اما شخصیتی کاملاً متفاوت دارد.
خلاصه داستان :
پیتر کوئل هنوز هم از دست دادن گامورا ، تیم خود را برای دفاع از جهان و یکی از خودشان تجمع می کند - مأموریتی که در صورت عدم موفقیت می تواند به معنای پایان نگهبانان باشد.
خلاصه داستان :
پس از درگذشت والدین فرزندخوانده خود ، یک اپتومتری جوان موفق جوان با مادر بیولوژیکی خود ارتباط برقرار می کند - یک کارگر کارخانه سفید تنهایی که در فقر در شرق لندن زندگی می کند.