خلاصه داستان :
یک نابغه بی رحم، آیریس نیکسون، رمزی مرموز را از یک بشردوست جذاب می دزدد و ناپدید می شود. شمارش معکوس تنشآمیزی در جریان است که او برای کشف رمز و راز میکوشد.
خلاصه داستان :
پس از یک برخورد تصادفی در سوپرمارکت، الیور و سیارا وارد یک رابطه شدید می شوند. وقتی جسدی که به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده 56 روز بعد ظاهر می شود، تحقیقات به داستان عاشقانه آشفته آنها می پردازد و رازهای وحشتناکی را فاش می کند.
خلاصه داستان :
داستان دربارهی خانوادهای سیاه پوست میباشد که تصمیم به نقل مکان به محلهای تشکیل شده از سفید پوستان در لس آنجلس، میگیرند. این نقل مکان سبب میشود که مشکلات بسیار زیادی برای افراد این خانوادهی سیاه پوست به وجود آید و آنها برای دفعات بسیار با...
خلاصه داستان :
با گذشت بیش از هفت سال پس از تبدیل شدن جهان به یك کره یخ زده، بازماندگان انسان ها، در یک قطار غول پیكر و در حال حركت که هرگز متوقف نشده سكونت دارند، و زمین را دور می زنند و...
خلاصه داستان :
داستان یک مسافرخانه در خارج از شهر که روزی زنی ناشناس بهعنوان مهمان اتاقی را اجاره میکند و پس از مدتی کمکم اتفاقات عجیب شروع به رخ دادن میکند، اتفاقاتی که...
خلاصه داستان :
داستان دو معشوق بهنامهای تیتا و پدرو که عشق آنها با مخالفت خانواده تیتا روبهرو میشود. خانواده تیتا میگویند که او باید حرفه آشپزی را ادامه دهد اما او سعی دارد برای عشق خود و پدرو بجنگد.
خلاصه داستان :
داستان در دوره چوسون اتفاق میافتد، زمانی که مبارزات قدرت پیرامون تاج و تخت به سطوح بسیار بالایی رسیده بود. برای فرار از کسانی که قصد ترور او را دارند، پادشاه یک دلقک را که دقیقاً شبیه او است، بر تخت می نشاند.
خلاصه داستان :
در اواسط قرن نوزدهم در روستای کنگیس در شمال سوئد، جسد یک دختر چوپان در باتلاق پیدا شد. به زودی روستاییان در جست و جوی خرس قاتلی که فکر می کنند در حال خشم است، حرکت کردند.
خلاصه داستان :
لوکاس، یک سرباز سابق که از اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD) رنج میبرد، به عنوان یک ضایعاتجمعکن به همراه چرخدستیاش در شهر پرسه میزند. او در پناهگاه بیخانمانهایی که در آن زندگی میکند، پسماندها و قطعات دور ریختنی را برای کمک به دیگران جمعآوری میکند. لوکاس با استفاده از مهارت فلزکاریاش، مجسمههایی میسازد و آنها را برای جمعآوری پول میفروشد و در سکوت، با گذشته خشونتآمیزی که آرزوی فرار از آن را دارد، مبارزه میکند و ...
خلاصه داستان :
یک افسر پلیس مشکل دار مجبور می شود به زادگاهش بازگردد. مواجهه با مادر بدسرپرست او اجتناب ناپذیر است، اما کشف یک جسد همه چیز را تغییر می دهد. او مجبور می شود در حالی که در یک گودال تاریک گیر کرده است به دنبال یک قاتل زنجیره ای خطرناک بگردد.