خلاصه داستان :
لوک کیج که در محله هارلم نیویورک بزرگ شده و به علت عضویت در باند تبهکاری Rivals بیشتر دوران نوجوانیش را در راه ورود به دارالتادیب و خروج از آن گذرانده است,پس از آنکه از تاثیرات منفی عملکردش بر زندگی اطرافیانش آگاه می شود سعی می کند با حفظ رابطه نزدیک با دوستان خلافکارش زندگی جدیدی را آغاز نماید اما...
خلاصه داستان :
داستان زندگی زن جوانی که روزگاری ساده لوحانه و بی دغدغه زندگی می کرد, اما اکنون به یک فرمانروای خردمند و بالغ تبدیل شده. این فیلم مسیر افسانه ای غلبه بر ناملایمات و سختی ها و تبدیل شدن به یک ملکه مقتدر را در کشور " شنگ" روایت می کند...
خلاصه داستان :
طبق افسانه ها، هزار سال پیش خدای جنگ، در نبری سخت با دیو ها، آسمان ها را حفظ میکند. هر دوی آنها از آسمان ها آمده بودند و بعد از آن نیز ناپدید میشوند. چو ژوان چی در دنیایی بدون حواس شش گانه متولد میشود. او با شاگرد برجسته کاخ لیز به نام یو ژی فنگ دوست میشود و …
خلاصه داستان :
وقتی که شیطان تاریک جاودانه از بهشت به زمین اومد و حقایق قصر مرموز ارواح زیرزمینی اشکار شد، به طرز ناگهانی یه گیاه عجیب به اسم چای سیاه باعث شد شهر چانگ ان تو دردسر بیوفته هنوز کسی نمیدونه این دارو سالمه یا به مردم صدمه میزنه؟ عروس های شهر چانگ ان یکی بعد دیگری گم میشن...
خلاصه داستان :
در قاره دامنه شمشیر باستان، ده خدای شمشیر و پنج خانواده بزرگ وجود داشت. لو یانگ، یکی از پنج خانواده بزرگ، از نوادگان خانواده لو، خدای شمشیر "شمشیر خدا هلو" را بیدار کرد. در مواقع بحران، برای اینکه مورد تعقیب و گریز و کشته شد...
خلاصه داستان :
یک مرد پس از درخواست طلاق همسر خیانت کارش، برنامه میریزد که همسر و خانواده همسرش را به قتل برساند. اما فعالیت ها و اقدامات وی توسط سه کودک که در آن نزدیکی بازی میکردند ضبط میشود و ….
خلاصه داستان :
داستان درمورد وو جیائو جیائو متصدی سالن هنرهای رزمیه که بعد از مرگ پدر و مادرش به جامونده و داره از بچه خواهر گمشده اش هم مراقبت میکنه و با وجود همه مشکلات ، زندگی شادی داره در مقابل چی مو شخصیت اصلی مرد داستان با اینکه از خانواده ثرتمندیه اما هیچوقت گرمای خانواده رو تجربه نکرده و برای جلب رضایت خا نواده اش تصادفا به سالن هنرهای رزمی جیائو جیائو میاد به نظرتون تقابل بین این مرد خشک و جدی با متصدی سرزنده سالن و کارآموزای خردسالش چطوریه؟
خلاصه داستان :
شو دو چنگ یه دختر شاد و سرزنده است اما کسی از تاریکی پشت این لبخند خبر نداره درواقع از als رنج میبره و درواقع چندان عمر نمیکنه و درنهایت فلج میشه برای همین میخواد از همه روزهای باقیمونده اش نهایت لذت رو ببره اما وقتی باجیانگ نان نوازنده خوش تیپی که عاشقشه دیدار میکنه همه چیز تغییر میکنه به نظرتون چی میشه انتخاب میکنه تسلیم خواسته اش بشه و کنار عشقش بمونه یا نه ازش دوری میکنه تا درد از دست دادنش رو به او تحمیل نکنه؟
خلاصه داستان :
لو جیان سرپرست تیم تحقیقات جنایی طی تحقیقات درمورد سرقت یک شی باستانی با دانشجوی نابغه دانشگاه ژوانگ ون جی که خانواده ای دزد داره آشنا میشه باید دید این زوج میتونن باهم پرونده رو حل کنن...
خلاصه داستان :
سالها پیش، زمانی که تانگ شین دبیرستانی بودند، با یوان شن چینگ بلندقد و باهوش آشنا شد.او فوراً عاشق او شد، اگرچه در آن زمان به او نگفت.او به او گفت که او را فراموش نخواهد کرد، اما از آن زمان، مسیرهای آنها به مسیرهای مختلفی رفته است: او به یک خبرنگار کارآموز تبدیل شده است، در حالی که ان یکی تبدیل به تیرانداز پیشرو در تپانچه 50 متر کشور شده است، و در تلاش برای افتخار در المپیک است...