خلاصه داستان :
«کلاس ها» در 10 سالگی به افراد داده می شود و وجود یا نبودِ «مهارت ها» تاثیر زیادی بر زندگی دارد. آرِل، پسرِ «شاهزاده خانمِ شمشیرزن» فارا و «پادشاهِ جادو» لئون، به عنوان «بی کلاس» شناخته شده است… اما آرِل حتی بدون کلاس یا مهارت هم باور دارد که می تواند با تلاش ادامه بدهد و پیش برود.
خلاصه داستان :
تصور کنید جهانی را که تنها یک فصل دارد: زمستانی سرد و بینهایت تنها. از دل این تنهایی، بهار متولد شد تا عشق معنا پیدا کند! قرنهاست که «نمایندگان چهار فصل»، چرخهی حیات را میچرخانند. اما فاجعهای رخ داده است: ده سال تمام است که بهار از این سرزمین رخت بربسته و شکوفهها در حسرت دیدار «هیناگیکو»، نمایندهی گمشدهی بهار، پژمردهاند. اکنون، پس از یک دهه تاریکی و درد، هیناگیکو بازگشته است! آیا او میتواند چرخهی در هم شکستهی طبیعت را ترمیم کند و در حماسیترین عاشقانهی خلقت، قلب یخزدهی زمستان را دوباره با گرمای عشق خود تسخیر کند؟
خلاصه داستان :
«ادل شارکی»، یک زندانی، از طریق یک برنامهی مرخصی روزانه به سرپرستی مدیری به نام «ادوارد گالزین»، شغل پادویی را در هتل سیتادل بر عهده میگیرد. او خیلی زود در میان کشمکشهای قدرتِ کارکنان، مهمانان و شبکههای مختلف گرفتار میشود؛ این در حالی است که رابطهی او با ادوارد نیز رفتهرفته ابعادی تاریک به خود میگیرد.
خلاصه داستان :
جونتانگ یوان برای نزدیک شدن به ژو ژو که مدت ها عاشقش بود به دانشگاه مینسونگ درخواست داد. پس از ثبت نام در مدرسه، او با شیا لی، یک بت سابق که مدرسه را رها کرده بود، ملاقات می کند.
خلاصه داستان :
دائو ما در صحرای مناطق غربی قدم می زند. در راه، او وظیفه نگهبانی را با مقصدی به چانگان بر عهده گرفت. کار در ابتدا ساده به نظر می رسید، اما جاده ای پر از خطر است. سفری که سرنوشت دنیا را تحت تاثیر قرار می دهد...
خلاصه داستان :
داستان سریال نویسنده ای به نام "کلر پیرس" که خودش در زندگی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند اما با اکراه موقعیتی بدون دستمزد را به عنوان ستون نویس مطالب مشاوره ای قبول میکند و...
خلاصه داستان :
تانگ سان یکی از معتبرترین شاگردان طایفه هنر رزمی فرقه تانگ در استفاده از سلاح های مخفی است. بزرگان معتقدند آینده او روشن خواهد بود. با این حال تانگ تصمیم میگیرد به قیمت به دست آوردن یک داستان ممنوعه، این زندگی را رها کند.
خلاصه داستان :
«عاشقانه» سریال اجتماعی که در آن چند زوج جوان با آرامش در حال زندگی هستند ولی با ورود یک زن به زندگی این زوج ها آرامش آنها به هم میریزد…
خلاصه داستان :
توی پکن دههی ۱۹۹۰، یه مهمونخونهی کوچیک به خونهی گروهی از جوونهای رؤیاپرداز تبدیل میشه که دنبال هنر و جاهطلبیهای خودشون هستن. شو شنگ لی تلاش میکنه بهعنوان فیلمنامهنویس به موفقیت برسه، جوانگ جوانگ توی اجراهای تجاری آواز میخونه اما دنبال آرزوی صحنههای بزرگتره، و شن ران ران با عدم قطعیت فرصتهای بازیگری دستوپنجه نرم میکنه. این بین، تائو لیانگ لیانگ ساکسوفوننواز زیر پلها مینوازه، گو زونگ بائو کنار کار بهعنوان سیاهیلشکر برای تأمین خونوادهاش کارهای مختلف انجام میدهه، و نقاشی به نام سائو یه که سرشار از ایدههای آوانگارده، آرزو داره که درک شه.