خلاصه داستان :
داستان مهندسی نیویورکی بهنام مارگو که هنگام رسیدن به قلههای موفقیت، عمارتی انگلیسی به ارث میبرد و حالا که کریسمس نزدیک است، عشق و تعلق خاطری احساس میکند که زندگیاش را تغییر میدهد.
خلاصه داستان :
داستان سرباز نیروی ویژه بازنشسته که از زمان خدمت در افغانستان، منزوی و شکاک است. او حالا به استخدام زنی بهنام امینا در آمده تا از او و دخترش محافظت کند.
خلاصه داستان :
داستان پسری بهنام سباستین که در یک شب شهابباران آرزو میکند مادربزرگاش تبدیل به مادرش شود، چرا که مادرش زنی پرمشغله است و مادربزرگاش زنی مهربان. آرزوی سباستین جوان برآورده میشود و...
خلاصه داستان :
داستان مردی بهنام آنکور که در یک کشور خارجی، اشتباهاً زندانی و محکوم به مرگ میشود. حالا خواهر او یعنی ساتیا قصد دارد تا او را آزاد کند.