خلاصه داستان :
لئوناردو یک نوجوان نابینا است که به دنبال استقلال است. زندگی روزمره او ، رابطه با بهترین دوستش جیووانا ، و روشی که او می بیند جهان با ورود گابریل کاملاً تغییر می کند.
خلاصه داستان :
Mykola و Vasya در جستجوی پدرشان ، که هنگام کودکی آنها را ترک کردند ، می روند ، پس از اینکه بدانند او در لوکزامبورگ در حال مرگ است. کولیا او را یک قهرمان می داند ، در حالی که واسیا فکر می کند که او یک جنجال است.