خلاصه داستان :
تونی پس از یک تصادف جدی در اسکی ، در یک مرکز توانبخشی پذیرفته شده است. وابسته به کادر پزشکی و مسکن ها ، او زمان را برای یادآوری داستان عاشقانه پرشور که با جورجیو زندگی می کرد ، می گیرد.
خلاصه داستان :
یوکیو کونیکیدا و یوما یاماگیشی دانشآموزان دبیرستانی هستند که با هم قرار میگذارند. یک روز، یوما یاماگیشی به یوکیو کونیکیدا می گوید: “من یک هفته دیگر خواهم مرد.” او می داند که بیماری اش پیشرفت کرد ...
خلاصه داستان :
آساکو در اوزاکا زندگی می کند. او عاشق باکو ، یک روح آزاد است. یک روز ، باکو ناگهان ناپدید می شود. دو سال بعد ، آساکو اکنون در توکیو زندگی می کند و با ریووی ملاقات می کند. او دقیقاً شبیه باکو به نظر می رسد ، اما شخصیتی کاملاً متفاوت دارد.