خلاصه داستان :
جیک سلی با خانواده تازه کار خود که در پاندورا ماه خارج از کشور تشکیل شده است زندگی می کند. هنگامی که یک تهدید آشنا به پایان رسید تا آنچه را که قبلاً آغاز شده بود ، به پایان برسد ، جیک باید با نیتیری و ارتش نژاد ناوی برای محافظت از خانه خود همکاری کند.
خلاصه داستان :
مأمورین متفقین حمله جسورانه ای را به قلعه ای که نازی ها در آن زندانی سرتیپ آمریکایی جورج کارنابی هستند ، صحنه می کنند ، اما این همه چیز واقعاً در جریان نیست.
خلاصه داستان :
سوفی در مورد شادی مشترک و مالیخولیایی خصوصی تعطیلات که بیست سال قبل با پدرش گرفته بود ، تأمل می کند. خاطرات واقعی و تصور شده شکاف ها را پر می کند ، زیرا او سعی می کند پدری را که او با مردی می شناخت ، آشتی دهد ...
خلاصه داستان :
امیر به همراه همسرش سورایا در کالیفرنیا زندگی می کند. او از عموی خود رحیم خان تماس می گیرد که از وی می خواهد که به افغانستان سفر کند و فرزند بنده و دوست دوران کودکی امیر را نجات دهد ، حسن.
خلاصه داستان :
هنگامی که تنها دوستش درگذشت ، مردی که با کوتوله گرایی متولد می شود ، برای زندگی یک زندگی تنهایی به روستای نیوجرسی منتقل می شود ، فقط برای دیدار با یک فروشنده هات داگ و یک زن که با ضرر شخصی خود سر و کار دارد.