خلاصه داستان :
یک مامور مخفی در محله خطرناکی به پاتوق خلافکاران شهر دیتوریت که ساختمانهای آجری نام دارد نفوذ کند، تا یک ارباب جنایت و نقشه او را برای ویران کردن کل شهر نابود کند...
خلاصه داستان :
مردی جوان به نام توماس ریچاردسون وقتی به خانه برمیگردد، متوجه می شود که خواهرش توسط گروهی مرموز ربوده شده است. توماس تصمیم می گیرد تا به هر قیمتی که شده او را نجات دهد و به همین منظور به جزیرهای عجیب و غریب که این گروه در آن حضور دارند سفر می کند و ...
خلاصه داستان :
هنگامی که “شان” میخواهد از روزمرگی خارج شود و مقداری تفریح کند، تصمیم می گیرد کشاورز، کاروان و گله را از تپه تند عبور داده و به شهر بزرگ ببرد. در ماجراهایی که برای شان و گله اتفاق می افتد تنها فکری که در سر آنهاست، بازگشت به چمن سبز خانه است…
خلاصه داستان :
آنتوان بسون مسئول حراست یک بیمارستان است و از سوی همکاران و رئیسش مورد احترام قرار میگیرد. علاوه بر این او پدری نمونه و دوستی خوب برای پسر یازده ساله اش هست. او تصمیم میگیرد به شهری که همسر و دخترش در آن زندگی میکنند نقل مکان کند، و از همینجا مشکلاتش شروع میشود و...
خلاصه داستان :
دوچرخه سواری ماجراجو به نام ربکا راش، که پدرش یک خلبان نیروی هوایی آمریکا در جنگ ویتنام بوده را از دست داده است. او که کنجکاو است اسرار مرگ پدرش را بداند، نزدیک به دو هزار کیلومتر را به همراه دوستش رکاب میزند تا به محل سقوط هواپیمای پدرش برسد و…
خلاصه داستان :
بلافاصله پس از میهمانی مجردی در لاس وگاس، «فیل» (کوپر)، «استو» (هلمز)، «آلن» (گالیفیاناکیس) و «داگ» (بارتا) برای جشن عروسی استو به تایلند می روند. برنامه استو برای مهمانی قبل از ازدواج درست از آب در نمی آید و …
خلاصه داستان :
داستان پسری بهنام گِرگ که سعی دارد با شرکت در یک مسابقه استعدادیابی، دختر مورد علاقهاش یعنی هالی را تحت تأثیر قرار دهد و از طرف دیگر به پدرش ثابت کند که به مدرسه نظامی نیاز ندارد.