خلاصه داستان :
در دوران جنگ جهانی دوم، "کاجی" مردی صلح طلب به همراه همسر خود "میچیکو" به دهکده ای کوچک سفر می کند تا به عنوان ناظر در معدن آهن آنجا کار کند و بدین ترتیب به ارتش اعزام نشود و...
خلاصه داستان :
یک مرغ دریاییِ در حال مرگ، تخم خود را به گربهای به نام زربا میسپارد و از او میخواهد سه قول بدهد: تخم را نخورد، از آن مراقبت کند و به جوجهی کوچک مرغ دریایی بیاموزد که چگونه پرواز کند.
خلاصه داستان :
یک خلبان هواپیمای دریانشین به نام دانا در مناطق استوایی شمال استرالیا پرواز میکند. در این میان دانا عاشق یک نماینده مالی به نام ویلیام میشود که برای نابود کردن کسب و کار او فرستاده شده است و…
خلاصه داستان :
یک پرستار جوان به نام آسلی در یک زمستان طولانی کار جدیدی را در یک روستای دورافتاده آغاز میکند. جادهها به دلیل بارش شدید برف مسدود شده و شایعهای وجود دارد که خرسها زودتر از خواب زمستانی بیدار شدهاند و برخی از حیوانات را کشتهاند. در این میان در یک شب سرد، مردی از شهر ناپدید میشود..
خلاصه داستان :
وان، پسر شجاع رئیس پری دندانها، در اولین ماموریتش با جما، دختر گابلینها آشنا میشود. با وجود افسانههای قدیمی درباره اختلافات دیرینه بین پریها و گابلینها، آنها ارزشهای مشترکی دارند. در این میان وقتی ملکه عنکبوت حریص، هر دو قبیله را تهدید میکند، آنها مجبور میشوند با هم متحد شده و…
خلاصه داستان :
مبارزه مصمم باریش تلی (تانر اولمز) پس از تصادف در سنین جوانی، او را به یکی از الهام بخش ترین ورزشکاران نه تنها در تیم ملی فوتبال ، بلکه در تاریخ ترکیه تبدیل می کند.
خلاصه داستان :
در سال ۱۸۴۸، یک بانک تصمیم دارد یک ریل راه آهن سرتاسر مکزیک بکشد، از این رو شروع می کند به خریدن بانکهای کوچک و زمینهای کشاورزی بدهکاری که بر سر راه هستند. مامور بانک، ظالمی بنام «جکسون» است. دو زن تصمیم می گیرند جلوی این بی عدالتی را بگیرند، «ماریا» (پنلوپ کروز) دختر زمخت و بی سواد یک مزرعهدار، و «سارا» (سلما هایک)، دختر تحصیل کردهی صاحب بانک. ماریا و سارا جهت فراهم کردن پول برای مردم بی خانهمان و گرفتن انتقام، شروع به سرقت از بانکها می کنند. اما جکسون و افرادش نیز بیکار نمی نشینند و ...
خلاصه داستان :
مامور ویژه و جاسوس موفق سازمان سیا به نام باب هو که در تمام ماموریت هایش سربلند بوده است، این بار در یکی از سخت ترین ماموریت های زندگیش وظیفه مراقبت از سه فرزند نامزدش را بر عهده دارد که رابطه خوبی با او ندارد...