خلاصه داستان :
یک اوباش جوان و جاه طلب، در حالی که دختر یک پدرسالار اوباش بی رحم را اغوا می کند، نقشه یک سرقت الماس مفصل را می کشد، زیرا یک کمیسر پلیس مصمم به همه آنها نزدیک می شود...
خلاصه داستان :
سیمون گوربونکوف وارد یک کشتی می شود.در استانبول او لیز خورده و دستش می شکند.چیزی که او نمی داند این است که این اتفاق علامتی برای گروهی قاچاقچی است.به همین دلیل آنها دستان او را با طلا و الماس بانداژ می کنند...
خلاصه داستان :
در غرب قدیم، مردی فقط برای دستمزد کلانتر میشود و تصور میکند که اگر شرایط سخت شود، میتواند سربازش را ترک کند. در نهایت به جای آن از نبوغ استفاده می کند.
خلاصه داستان :
سر ویلیام واکر مزدوری حرفه ای برده ها را تحریک به شورش کرده تا به بهبود تجارت شکر بریتانیا در یک جزیره کارائیبی کمک کند. سالها بعد او دوباره به منطقه فرستاده می شود تا با شورشیها مقابله کند زیرا آنها قدرت زیادی کسب کرده و منافع بریتانیا را تهدید می کنند.