خلاصه داستان :
ناروتو اوزوماکی ، یک نینجا با صدای بلند ، بیش فعالی و نوجوان است که دائماً به دنبال تأیید و شناخت است ، و همچنین هوکاژ می شود ، که به عنوان رهبر و قوی ترین از همه نینجا در روستا شناخته می شود.
خلاصه داستان :
این یه کمدی اکشن معرکه است، داستان ما با جوانی به اسم سایتاما شروع میشه یک "حد وسط" با یک زندگی ساده، سری کچل، و هیکلی نا میزون !!! ولی اون طوری که شما فکر می کنید اون یه آدم عادی نیست
خلاصه داستان :
پس از کشف سفر زمانی ، یک دانشجوی دانشگاه و همکارانش باید از دانش خود در مورد آن برای متوقف کردن یک سازمان شیطانی و برنامه های شیطانی آنها استفاده کنند.
خلاصه داستان :
هنگامی که هشدار دهنده آژیرها از طریق جامعه روح فرو می روند ، صلح به طور ناگهانی شکسته می شود. ساکنان بدون هیچ اثری ناپدید می شوند و هیچ کس نمی داند چه کسی پشت آن است. در همین حال ، تاریکی در حال نزدیک شدن به ایشیگو و دوستانش در شهر کاراکورا است.
خلاصه داستان :
شاه شیطان شکست خورده و گروه قهرمانان پیروز به سرزمینشان بازمیگردند و پیش از از هم پاشیدن، از مسیر دهسالهشان یادآوری میکنند. چهار نفر: جادوگر فریرن، قهرمان هیمل، کشیش هایتر و جنگجو ایزن در موقعیتی که باید از یکدیگر خداحافظی کنند، یادی از روزهای گذشته دارند.
خلاصه داستان :
"گل دی.راجر" دزد دریایی قدرتمندی بود که صاحب ثروت و شهرت فراوانی بود. وقتی او دستگیر شد و در آستانه ی اعدام قرار داشت فاش کرد که گنج بزرگ او به نام "وان پیس" جایی در "گرند لاین" مخفی شده است. 22 سال بعد از مرگ "راجر" پسری به نام "مونکی دی.لوفی" تصمیم میگیرد تا یک دزد دریایی بشود و به دنبال گنج "راجر" برود تا پادشاه دزدان دریایی شود...
خلاصه داستان :
هنگامی که دو دختر به کشور می روند تا در نزدیکی مادر بیمار خود باشند ، با ارواح جنگلی شگفت انگیز که در همان نزدیکی زندگی می کنند ، ماجراهای دارند.
خلاصه داستان :
Gon Freecss آرزو می کند که به یک شکارچی تبدیل شود ، یک استثنایی که قادر به عظمت است. او به همراه دوستان و پتانسیل های خود ، پدرش را جستجو می کند ، که هنگام جوانی او را ترک کرد.هانتر (شکارچی) فردی است که دور دنیا سفر میکند و هر جور ماموریت خطرناکی را انجام میدهد. از دستگیر کردن مجرم ها گرفته تا کنجکاوی و جستجوی سرزمین های ناشناخته به دنبال گنج. "گون" پسر جوانی است که پدرش چندین سال پیش، وقتی که یه هانتر بوده، ناپدید شده. "گون" باور دارد که اگر بتواند پا جای پای پدرش بگذارد، ممکن است روزی بتواند دوباره به او بپیوندد. بعد از اینکه "گون" 12 ساله میشود، خانه را ترک میکند و ماموریت شرکت در آزمون " هانتری " را امتحان میکند.
خلاصه داستان :
پس از آنکه ارن ییگر مادر خود را طی حمله تایتان ها به شهر از دست می دهد، تصمیم می گیرد زمین و بشریت را که با خطر نابودی از سوی تایتان ها روبرو هستند را نجات دهد و...