خلاصه داستان :
کریسمس سال 1183. »هنری دوم« (اوتول)، پادشاه انگلستان و نیمی از فرانسه، ده سالی است که همسرش، »الینور« (هپبرن) را به جرم دخالت در امور مملکتی به برج سالزبری تبعید کرده است. »هنری« می خواهد جانشین خود را تعیین کند؛پس »الینور« و سه پسرش، »جفری« (کاسل)، »ریچارد« (هاپکینز) و »جان« (تری) را فرا می خواند...
خلاصه داستان :
یک قصاب که در سالهای منتهی به جنگ جهانی دوم بدن و روح را به خدمت می داد ، خیلی دیر متوجه می شود که چقدر وفاداری خود را به کارفرمای پروردگار خود اشتباه داده است.
خلاصه داستان :
یک جراح ویکتوریا مردی به شدت ناسازگار را نجات می دهد که در حالی که زندگی خود را به عنوان یک دزد جانبی در کنار می گذارد ، بدرفتاری می شود. در پشت نمای هیولای خود ، شخصی از مهربانی ، هوش و پیچیدگی آشکار می شود.
خلاصه داستان :
یک مرد با افزایش سن ، از همه کمک های دخترش امتناع می ورزد. هنگامی که او سعی می کند بفهمد چه اتفاقی در اطراف او می افتد ، او شروع به شک و تردید عزیزان ، ذهن خود و حتی پارچه واقعیت او می کند.
خلاصه داستان :
یک جوان F.B.I. کادت باید کمک یک قاتل آدمخوار زندانی و دستکاری شده را برای کمک به گرفتن یک قاتل سریالی دیگر ، یک دیوانه که قربانیان خود را پوست می کند ، دریافت کند.